خاطرات دفتر وكالت صداي وكيل
 
نويسندگان
لینک دوستان
لينكي ثبت نشده است
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 20
دیروز : 2
افراد آنلاین : 1
همه : 205
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
چت باکس

مشاوره حقوقي رايگان با وكيل خوب دادگستري

مرد داستان امروز ما:

تقي، مردي ۳۵ساله از استان مركزي است، با لهجه غليظ شهرستاني صحبت مي‌كند، متاهل است و فرزند ۸ ساله‌اي دارد.

همسرش دختر عمويش است، زن سازگار و صبوري است؛ با هم مشكل جدي ندارند بقول خودش نهايت اينكه مدتي‌است مهرشان بهم كم شده‌است.

يك خانواده شهرستاني‌اند كه يكي دو سال است به تهران آمده‌اند و دست بر قضا محل كار مرد در شمال شهر تهران (ولنجك) قرار گرفته است اگر چه از لحاظ مالي دستش بسته است و توانگر نيست. 

زن داستان ما:

سپيده، دختري ۲۴ساله، تك فرزند، در ولنجك با پدر و مادرش به شكلي كاملا متمول و اشرافي زندگي مي‌كند؛ آزادي‌هاي زيادي دارد. نيمي از عمر خود را در خارج از كشور زندگي كرده و مثل برخي دختران مرفه، خودخواهي‌هاي آزار دهنده‌اي دارد كه نتيجه تربيت و شرايط اوست.

بعنوان مثال هرچه خواسته برايش فراهم شده، نگاهش به ديگران نگاه از بالا به پايين است. هيچ‌گاه برابر كسي نيازي به دروغ گفتن نداشته پس اعتقاد دارد بايد راستگو باشد. چون قدرتمند است از كسي نمي‌ترسد و جسور و بي‌باك تصميم مي‌گيرد و عمل مي‌كند؛ در كارهايش فقط به عقل و فكر خودش اعتماد دارد. كمتر از ديگران مشورت مي‌گيرد و براي رسيدن به خواسته‌هايش از هزينه‌اي ابا نميكند، ناگفته نماند مي‌گويند دختر بسيار زيبا و جذابي است.

داستان:

دختر داستان ما سه سال قبل تصميم مي‌گيرد با پسري كه در آن دوره عاشقش بوده ازدواج كند، ازدواجي نافرجام كه خيلي زود به طلاق منجر مي‌گردد. برايم كامل روشن نشد كه چگونه دست روزگار تقي و سپيده را به هم مي‌رساند و تقي عليرغم متاهل بودنش، فقير بودنش، شهرستاني بودنش و تفاوت‌هاي فرهنگي بسيار، به اين دختر نزديك مي‌شود. حدس مي‌زنم كه تقي سرايدار آنها بوده باشد و دختر بواسطه شرايط روحي خويش و نياز به داشتن يك سنگ صبور به تقي پناه مي‌برد و او نيز از خدا خواسته پيشنهاد اجراي صيغه و يك رابطه كوتاه مدت مي‌دهد. اين رابطه با اصرار و خواهش مرد ادامه مي‌يابد و تبديل به چند روز و چند ماه مي‌رسد.

خود تقي هم كه براي مشاوره آمده بود برايش عجيب بود كه چرا سپيده از ميان اين همه جوان زيبا و ثروتمند، با او دوام آورده است.

بگذريم پس از چند ماه، دايي سپيده جهت خواستگاري براي پسرش كه در اروپاست به منزل آنها مي‌آيد و دختر هم علاقمند به اين ازدواج مي‌شود و موضوع را با تقي در ميان مي‌گذارد كه ديگر بس است، من مي‌خواهم ازدواج ميكنم و... تقي هم غمگين و افسرده، سعي مي‌كند نظر سپيده را نسبت به اين ازدواج تغيير دهد بلكه مدت بيشتر كنار او باشد و از او و حمايتش بهره بيشتري ببرد كه با مخالفت قاطع زن روبرو مي‌شود اما اتفاقي روياهاي سپيده را برهم مي‌زند چرا كه او در اين بين باردار مي‌شود (تقي قسم ميخورد ناخواسته بوده).

تقي دل در گرو دختر دارد و اصرار مي‌كند با او بماند و فرزند را نگه دارد؛ سپيده نيز كه بچه دوست دارد دچار ترديد شده مي‌گويد در صورتي حاضر است اين كار را بكند كه تقي همسرش را طلاق دهد اما تقي علاقمند به حفظ همسر اولش نيز هست چرا كه فرزند دارد.

زمان براي سپيده سريع درحال گذر است و تقي دست دست مي‌كند. شرايط تقي براي سپيده قابل قبول نيست لذا بدون اطلاع تقي اقدام به سقط جنين مي‌كند و عمل سقط هم با موفقيت انجام مي‌شود. ابتدا وضعيت سلامتي سپيده خوب است لكن پس از چند روز عوارض سقط هويدا مي‌شود و كار به مراجعه به پزشكان متخصص كشيده مي‌شود، نتيجه سخت و تكان دهنده است؛ آزمايشها و عكسها نشان ميدهند كه رحم سپيده بواسطه كورتاژ دچار آسيب جدي شده و ميبايست تخليه شود، هيچ راه ديگري هم متصور نيست؛ پزشكان به اتفاق معتقدند سپيده ديگر هيچگاه نميتواند مادر شود.

از آن تاريخ به بعد سپيده بشدت عصبي شده است، پرخاش و تندي بي‌حدي مي‌كند، گويي ديوانه شده است، به تقي گفته كه بايد زنش را طلاق دهد و با او ازدواج كند و در اين خصوص به شدت تهديد كرده و او را تحت فشار قرار داده است.

تقي برايش توضيح داده كه همسرش را دوست دارد و سپيده پاسخ داده غلط كرده وقتي زنش را دوست داشته با او وارد رابطه شده است. تقي شديدا از سپيده ميترسد ميگويد او دختر بي‌كله و ديوانه‌ايست هر چه را بگويد انجام مي‌دهد. شديدا نگران آبرو، شغل و موقعيت خويش است حتي نگران امنيت خانواده‌اش است.

تقي از روي ناچاري موضوع را با همسرش در ميان گذاشته و همسرش به خاطر آبرو و شغل تقي پذيرفته بصورت ظاهري از او جدا شود تا آبها از آسياب بيفتد اما سپيده ميگويد بايد حضانت فرزندت را به همسرت داده، طلاقش دهي و همسرت را به شهرستان بازگرداني و از همه مهمتر فرزندت بايد در مدرسه آن شهر ثبت نام شود اما تقي در شهرستان آبرو دارد، جواب فاميل و بستگانش را چه دهد!؟

چه آسان مي‌نمود اول غم دريا به بوي سود

غلط كردم كه اين توفان به صد گوهر نمي‌ارزد

 

#الميرا_پناهي

#علي_مهاجري

#صداي_وكيل

https://t.me/khateratevakil

https://sedayevakil.com/

صداي وكيل پاسخ دهنده به سوالات حقوقي شما و ارائه دهنده مشاوره رايگان توسط وكيل دادگستري

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۹ دى ۱۳۹۶ ] [ ۰۳:۱۷:۵۱ ] [ اخوان ]
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :
[ ]
.: Weblog Themes By jahanblog :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
موضوعي ثبت نشده است
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب