خاطرات دفتر وكالت صداي وكيل
 
نويسندگان
لینک دوستان
لينكي ثبت نشده است
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 22
دیروز : 2
افراد آنلاین : 1
همه : 207
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
چت باکس
آبروي بربادرفته

همه ي ما تو زندگيمون، محل كار، يا توي خيابان، بعضي وقت‌ها به مسائلي برميخوريم كه پذيرش آنها خيلي سخت و گاهي غيرممكن است...
گاهي وقت‌ها اتفاق‌هاي زندگي ديگران در ذهن ما سوال‌هايي ايجاد مي‌كند كه هيچ جوابي برايش نداريم.

امروز در محل كارم نشسته بودم تا مثل روزهاي ديگر تلفن كه زنگ ميخورد، آنرا برداشته و به سئوالات حقوقي مردم جواب بدهم.
تلفن زنگ خورد، گوشي رو برداشتم، خانم ميانسالي پشت خط بود، سلام كرد و گفت:
- راستش راجع به مشكل بچه‌هام ميخوام چيزي بگم...
به سختي حرف مي‌زد و مِن مِن مي‌كرد، ازش خواستم كه به من اعتماد كند و راحت حرف بزند...
ازم عذرخواهي كرد كمي بر خودش مسلط شد و شروع كرد به حرف زدن: 
- پسرم وقتي داشته به خانه ميومده، سركوچه دو تا خواهرش رو تو يه ماشين با دو تا پسر غريبه ديده... 
وقتي باهاشون روبرو شده، خواهرهاش رو در حالت بدي كنار اون پسرها ديده و نتونسته خودش رو كنترل كنه، باهاشون درگير شده و شيشه‌هاي ماشين رو شكسته.
بغض سنگيني تو صداش بود... هم از من كمك مي‌خواست و هم احساس شرمندگي مي‌كرد... ادامه داد:
- خانواده آبروداري هستيم و سالهاست در اين محل با خوشنامي زندگي كرديم مهمتر اينكه دخترهام اصلا اهل اين كارها نبودن... هنوز هم باورم نميشه... اميدوارم همه اينها يه كابوس باشه... مي‌گفت آب شدن غرور پسرشو ديده... گريه نمي‌گذاشت راحت حرف بزند:
- بعد از دعوا، پليس به در منزل ما اومد و گزارش تهيه كرد همه  محل جمع شده بودن... 
خانم ميانسال از اين موضوع هم احساس بي‌آبرويي داشت، مي‌پرسيد:
- حالا بايد چكار كنم تا صاحب ماشين به پسرم رضايت بده دستمون هم خاليه... اصلا مي‌تونم به خاطر دخترهام از اون پسرها شكايت كنم يا نه؟! لازمه دخترامو ببرم پزشكي قانوني!؟

ساكت مانده بودم... دخترهايش صغير نبودند و جوابهايم خوشحال كننده‌ نبود، اين موضوع دقيقا از همون مواردي بود كه ابتداي داستان گفتم... واقعا پاسخ مثبتي برايش نيست، مي‌خواستم هرجوري شده با حرفي، صحبتي آرامش كنم... گفتم:
- شايد مزاحم دخترهاتون بودن يا اجبار و اكراهي در كار بوده پس اونها هم ميتونن شكايت كنن چرا كه حيثيت و آبروي خانوادگي اونها هم از بين رفته... اما هم من و هم مادر مي‌دانستيم كه اينطور نيست اگر شكايت هم مي‌كردند باز بيشتر آبروي خود دخترها زير سوال مي‌رفت.

بعضي وقتها ما آدمها در شرايطي قرار مي‌گيريم كه نه راه پيش داريم و نه راه پس، اين موضوع دقيقا براي اين مادر اتفاق افتاده بود.


ماده 677 قانون مجازات اسلامي: 
هر كسي عمدا اشياي منقول يا غيرمنقول متعلق به ديگري را تخريب كند يا به هر نحو كلا يا بعضا آنها را تلف كند يا از كار اندازد، به حبس از شش ماه تا سه سال محكوم خواهد شد.
#محمد_فلاحي
#علي_مهاجري
#صداي_وكيل 
sedayevakil.com 
https://t.me/khateratevakil
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۹ آذر ۱۳۹۶ ] [ ۱۱:۲۵:۰۰ ] [ اخوان ]
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :
[ ]
.: Weblog Themes By jahanblog :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
موضوعي ثبت نشده است
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب