خاطرات دفتر وكالت صداي وكيل
 
نويسندگان
لینک دوستان
لينكي ثبت نشده است
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 18
دیروز : 2
افراد آنلاین : 1
همه : 203
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
چت باکس
داستان خانمي كه امروز براي مشاوره آمده بود...
۲۳ سالشه...
۸ سال قبل براي اينكه به خواستگاري پسرخاله و پسرعمو نه بگه، به خواستگار ديگش كه تهران كارگري ميكنه بله ميگه و به تهران مياد.
مدعيه از اول هيچ احساسي بينشون نبوده و هنوز هم نيست... لذا بايد جدا بشن.
ظاهر موجهي داره، مسلط حرف ميزنه، خانه‌داره و يه دختر  ۵ساله دارن، ادامه ميده:
من ديپلم ردي ام اما همسرم سيكلم نداره؛ پسر خوبيه ها اما دوسش ندارم، بي جربزه‌اس... ناتوانه... حتي وقتي باهم بيرون ميريم مجبورم مانتوي بلندتر بپوشم و آرايش نكنم؛ نگرانم كسي به من چيزي بگه و همسرم نتونه ازم حمايت كنه نميخام شاهد بي‌عرضگيش باشم.
سه سال قبل با پسري به اسم سينا دوست شدم، نتونستم... عذاب وجدان داشتم بعد از يكسال كات كرديم به همسرم هم گفتم البته گفتم فقط چت و دردودل مي‌كرديم؛ به احمد قبولوندم كه بي‌تقصير نبوده اون هم قول داد مشاوره بريم و بيشتر به من توجه كنه.
اما حالا كه نگاه ميكنم همسرم ضعيفتر از ايناس، اون نميتونه حتي حق خودشو در محل كار يا از همكاراش بگيره و من زجر مي‌كشم، اگر چه خودش ضعف و ناتوانيش را در محترمانه و مودبانه بودن رفتارش توجيه مي‌كنه و غير اونو بي‌ادبي مي‌شماره... راهي غير از طلاق نداريم، بايد زودتر جدا بشيم... راستي... 
-طلاق چقدر طول مي كشه؟!
ذهنم جا ي ديگري است... نگاهش مي كنم: 
-با كسي دوست هستي؟
كمي در صندلي جا به جا مي‌شود چشم از من بر مي‌دارد: 
-بله
-اسمش چيه؟
-سعيد!
-چند سالشه؟
-۱۵ سال از من بزرگتره!
-مجرده؟
-جدا شده!
-كارش چيه؟
-تو ميدون تره‌بار كار مي‌كنه!
- همسرت سعيد، چند سالشه؟
-سعيد!!!؟
-احمد، منظورم احمد بود گفتم همسرت.
لبخند مي‌زند: ميبيني... سعيد روحش اينجا پيش منه...! اسمشو برديم... 
به ديوار خيره مي شود: تازه دارم معناي عشقو مي‌فهمم.
كنجكاوانه نگاهش مي‌كنم...
- ۲۸سال، ۲۸سالشه... باهم صحبت كرديم راضيش كردم طلاق توافقي بگيريم و موقتا همخونه بشيم گفته بچه هم براي تو، منم گفتم مهريه نميخوام!
فردا ميارمش وكالتنامه رو امضا كنه، يه وقت بهش نگين با سعيد دوستم!
راستي... طلاق توافقي چقدر طول مي‌كشه!؟

چه مي‌توانم به او بگويم... بيست سال تجربه را چطور سرش فرياد بكشم، اصلا گوش شنوايي هست؟

پايان

نكته1: سعيد پسر سفت و محكمي است و خصوصيات مردانه دارد... داد مي زند... فحش ميدهد... اما احمد..!؟


با خود زمزمه ميكنم: 
هركه گريزد ز خراجات شام
باركش غول بيابان شود!

#علي_مهاجري
#وكيل_دادگستري
#صداي_وكيل
https://t.me/khateratevakil
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۷ آذر ۱۳۹۶ ] [ ۰۵:۵۲:۰۱ ] [ اخوان ]
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :
[ ]
.: Weblog Themes By jahanblog :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
موضوعي ثبت نشده است
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب