خاطرات دفتر وكالت صداي وكيل
 
نويسندگان
لینک دوستان
لينكي ثبت نشده است
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 11
دیروز : 2
افراد آنلاین : 1
همه : 196
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
چت باکس
باور اجتماعي ما در خواستگاري اين است: 
"ازدواج مهمترين اتفاق زندگيه و هر شخصي بايد صادقانه همه حقايق زندگي خودشو بگه"
هنگام آشنايي، از باب احتياط در بيان حقايق، ما گاهي افراط هم ميكنيم مبادا بعدها متهم به بي صداقتي شويم. 
اين رويه در غالب دختران و پسران ما وجود دارد و گاهي آنها برخلاف توصيه خانواده مثلاً جزئي‌ترين موارد مربوط سلامتي را با طرف مقابل در ميان مي گذارند و بعضا طرف مقابل را دچار نگراني و تشويش هم مي كنند اما...
اما هميشه هم اينگونه نيست و همه هم راستگو و متعهد نيستند.
بسيارند دختر و پسران جواني كه با دروغ و نيرنگ خودخواهانه وارد زندگي ديگري مي شوند و چون خود را عاشق مي پندارند اين حق را براي خود قائل‌اند كه با هر ترفندي به عشق خود برسند و چه بسا اين رفتار جنبه سيستماتيك نيز پيدا مي كند يعني خانواده نيز به فرزندشان براي رسيدن به اهدافش كمك ميكنند. 
خانواده هايي كه در آن والدين سابقه خطا و كجروي دارند بعضا رفتار فرزند خود را توجيه و تاييد نموده و خواسته يا ناخواسته در اين فريبكاري به او كمك مينمايند.
****
امروز با دختري مشاوره داشتم كه داراي تحصيلات معماري بود؛ در يك شركت مهندسي با پسري آشنا شده بود كه خود را مهندس عمران معرفي كرده و ازدواج كرده بودند، فقط خانواده پسر گفته بودند كه پسرشان ديابت دارد.
پس از سه سال زندگي مشترك كاشف به عمل آمده بود كه داماد ديپلم ندارد و بواسطه پدرش كه بنائي مي كند، كمي با امور ساختمان آشنا شده و با نيرنگ، داماد خانواده موجه و مرفهي شده كه تنها همين دختر را دارند. جواني بيمار كه بطور مكرر دچار افت قند در حد اورژانس شده و در شرايط خاصي تعادل روحي و كنترل رفتار خود را از دست ميدهد بگونه‌اي كه امنيت دختر هميشه در كنار او فراهم نيست. همين موضوع سبب شده كه پدرزن بيچاره براي احتياط، آن هارا به منزل خود ببرد و ماوي دهد.

با دختر صحبت كردم... درد دل بسيار داشت، از ضعف فرهنگي خانواده همسر خويش برايم گفت و از وفور دروغ و بي تربيتي و حتي بهداشت ضعيف خانوادگي آنها گلايه داشت او نمي‌توانست تصور كند فرزندش در فضايي رشد كند كه اعضاي آن در اتاقي كنار هم سيگار مكرر بكشند و راحت بهم بي‌حرمتي
ميكنند. او برايش غيرممكن بود فرزندش در محيطي تربيت شود كه بسادگي به هم فحش ركيك ميدهند.

او چقدر بر اشتباه خويش و اينكه چگونه براي ازدواج با چنين مردي در مقابل خانواده‌اش ايستاده است افسوس ميخورد. اما چه دير...
#علي_مهاجري 
#وكيل_دادگستري 
#صداي_وكيل
https://t.me/khateratevakil
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۳۰ آبان ۱۳۹۶ ] [ ۱۱:۴۳:۰۴ ] [ اخوان ]
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :
[ ]
.: Weblog Themes By jahanblog :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
موضوعي ثبت نشده است
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب